تبليغاتX
پنجره

پنجره

رسانه

هشت بهشت تیتر زنی

ب 1. تیتر ؛ هر چه کوتاه تر ؛ به تر .

 

ب 2. تیتر ؛ با سلامت تیتری( صوری ، واژگانی ، ادبی ) به صلابت پیامی می رسد .

 

ب 3. تیتر ؛ گاه باید  بی فعل باشد ( تا سرحد امکان ) ،گاه بافعل  . 

 

ب 4. تیتر؛گاه باید روشن و واضح باشد ( اکثر اوقات ) ؛گاه کنایه آمیز واستعاره مند.

 

ب 5. تیتر؛ باید( تاسرحد امکان ) آهنگین و سرشار از موسیقی و عاطفه باشد.

 

ب 6. تیتر؛باید ماناترین پیام خبر در ذهن و دل و جان باشد.

 

ب 7. تیتر؛باید( تابالاترین حد ) صدا کند ؛ تصویر بسازد ؛ لینک بدهد ؛ کمند بیندازد.

 

ب 8. تیتر؛ باید( دقیقاً )بر اساس مدل معماری خبر ، رسانه ای شود .

 

تعريف تیتر  :

         تیتر، اثرگذار ترین پيام ها، از رويداد هاي جهان‌به روايت ِ رسانه نگاران است .

 

پایه های این کارگاه ، قوانین تیتر است.

در خلال این قوانین مدیریت خبر و به طور مشخص تر  مدیریت تیتر نیز  -- که بخشی از آن از  راه ویراستاری اعمال خواهد شد –  به هم اندیشی گذاشته خواهد شد.

به چندین دلیل،نام این قوانین را ـ که 8 تا هستند ـ گذاشته ام:« هشت بهشت تیتر زنی».از جمله دلایل :

1ـ آموزشی ؛ تا در یادها بماند‌؛ آهنگ آن ( که جزو قوانین تیتر است ) و  پیوندی
( لینکی ) که با پس زمینه هایمان برقرار می کند ( 8 بهشت اصفهان ( که زیبایی و عاطفه انگیزی دارد ) ؛ سریال 8 بهشت که هم به کار و سازمانمان ربط دارد ، هم در نوع خود کلیشه شکنی بود ، هم به تصویر و تصویر سازی مربوط است ؛ 8 سال دفاع مقدس ؛ و سرانجام به نوعی کمند اندازی است ) 

 2ـ به کارگیری محرک ها ؛ « محرک های احساسی و عاطفی »  ( به دلایل پیشگفته )

 3ـ بیان رتبه و اهمیت قوانین ؛تا از بهشت اول نگذری، وارد بهشت دوم نخواهی شدو با کله خواهی افتاد داخل جهنم !

چی فکر کردید ؟ همه جای همین عالم هم ، « پل صراط » است و  « طی این طریقت » ، هزار نکته باریک تر از مو دارد و « خضر راهْ بلد » می خواهد .

هشت بهشت تیتر زنی ( چکیده ؛ برای ماندگاری در ذهن ):

 

ب 1.  کوتاهی

ب 2.  سلامت

ب 3.  فعل مندی

ب 4.  روشنی

 ب 5.  آهنگ                         

ب 6.  مانایی

ب 7.  چند رسانه ای

ب 8.  معماری

نکته : شاگرد رندی ، باز هم این هشت بهشت را کوتاه تر و ماناتر کرده است :
« کوتاه ، سلامت ِفعلی : روشنیِ آهنگ ِمانای ِچند رسانه ایِ معماری »است.

و باز هم کوتاه تر : « کوتاه ، سلامت ِفعلی : رام ِچند معمار » است.

       http://aoabtahi.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:24  توسط سهرابی  | 

اولين جلسه بعد از عيد

سلام

مشغله كاري و تحصيل با هم مثل برداشتن دو هندوانه با يكدست است است ،اين را گفتم تا تو جيهي  باشد براي بروز نكردن زود به زود اين وبلاگ شايد بخشوده شوم. 

 

كلاس خبر نويسي ۴ دكتر ابطحي ( به دور از هر گونه پاچه خواري ) جاي خود را در بين بچه هاي مشگل پسند كلاس ما باز كرده است .اين مطلب را از آن رو مي گويم كه هفته گذشته يكي از بچه هاي سخت گير و مشكل پسند گفت :اين جلسه به اندازه تمام اين دوره چيز خبري ياد گرفتيم.

خوب و اما اولين كلاس بعد از تعطيلات عيد هم برگزار شد در اين كلاس ياد گرفتيم :

۱-باز تعريف سه واژه مفهوم خبر ،ادبيات خبر وتعريف خبر ضروري است.

۲-مفهوم خبر يعني آنچه كه اگر در ساعت معيني پخش نشود از آن رو كه مخاطب منتظر پخش آن است ناراحت مي شود .

۳-نحوه ي پرداخت به خبر بايد از تازگي بر خوردار باشد ولو اينكه خبر كهنه باشد .

۴-بحث هارد نيوز و سافت نيوز مقوله اي كهنه است وامروز موضوع خبر هوشمند در اولويت است.

۵-در كشور ما رسانه نگاران به دو عنصر "چرا"و "چگونه" اهميت چنداني نمي دهند در حالي كه اين دو خيلي مهم هستند.

۶-كليشه سرطان خبر است.        وسلام

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 20:12  توسط سهرابی  | 

درس اول جلسه اول

در پاسخ به استاد در خصوص مشکلات خبر و رسانه های خبری امروز هر کدام از همکلاسی هانظر دادند:

 ۱.اطلاع رسانی رسانه ها ضعیف

۲.  کمبودتکنولوژی و  درست استفاده نکردن از آن

۳.رقابت شدید بین رسانه ها

۴.منفعل بودن رسانه ما ۵.اعتماد به خبر ما کم شده

۶. جلو تر بودن مخاطب از رسانه

۷.سلیقه ای عمل کردن در گزینش و بیان خبر نبود مرام نامه stayl book  که همه رسانه ها دارند یعنی تکلیف در برابر یک خبر روشن نیست

۸.وجود سانسور در رسانه

۹.دانش کم و غیر حرفه ای بودن دست اندر کاران رسانه

۱۰. به روز نبودن رسانه ها

۱۱. نبود تناسب در بخشهای مختلف خبری

۱۲.نبود تاکتیک های خبری مناسب ومتناسب با فرهنگ خودی

۱۳.مخاطب در رسانه ها  محور نیست

۱۴.مغایرت تخصص افراد با کاری که می کنند

۱۵.اشتراک منافع صاحبان قدرت و سردمداران رسانه (فشارهای بیرونی)

۱۶.نبود آموزش مناسب به نیروهای انسانی

۱۷.نبود  استاندارد های فنی و محتوایی

۱۸.دولتی بودن رسانه ما

۱۹.مدیریت نامناسب

۲۰.نبود شهامت و جسارت در خبر

۲۱.کمی  گوینده های حرفه ای در  بخشهای خبری

۲۲.خنثی بودن محتوی و ضعف در اجرا

۲۳.  اخبار منفی بیشتر از مثبت در رسانه  منعکس می شود

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 12:8  توسط سهرابی  | 

تعاریف خبر

بعضی از تعاریف خبر

      • خبر گزارشی از واقعیت است، ولی هر واقعیتی را نمی توان خبر نامید.
      • خبر پیامی است كه احتمال صدق و كذب در آن وجود دارد.
      • خبر الزاماً گزارش رویدادهای جاری (تازه ها) نیست، ممكن است واقعه یی كه سالها قبل رخ داده، با نمایان شدن اطلاعات تازه ارزش خبری پیدا كند. (اخبار مربوط به اكتشافات باستان شناسی، عملیات جاسوسی و...)
      • خبر، رویدادی است كه قرار است اتفاق بیفتد، اما هنوز رخ نداده است. (خبر مربوط به مسافرتها، ملاقاتها، كنفرانسها و...)
      • رویدادی كه برای یك نفر یا گروهی «ارزش خبری» دارد، برای دیگری یا گروهی دیگر ممكن است بی اهمیت باشد.
      • خبر فرایند ارزش گذاری عناصر رویداد عینی است، با توجه به منافع فرستنده و نیاز مخاطب
      • اطلاعات مربوط به آنچه رخ داده است، خبر ناميده مي شود.
      • خبر مجموعه اي از لغات و عبارات است كه وقوع يا انجام كاري را اطلاع دهد.
      • خبر گزارش يك رويداد است آنچه يك گزارشگر مي نويسد، خبر ناميده مي شود.
      • خبر، شامل هر انديشه و عمل واقعي است كه براي عده كثيري از خوانندگان جالب است.
      • خبر، هر موضوع جاري روز است كه به علت جالب بودن و طرف توجه قرار گرفتن آن از جانب خوانندگان، در مطبوعات منتشر مي شود.
      • خبر، نقل واقعي و عيني حوادث جاري مهم است كه در روزنامه چاپ مي شود و مورد توجه خوانندگان قرار مي گيرد.
      • گزارش مناسب خلاصه و دقيق يك رويداد است، نه خود رويداد.
      • خبر، نخستين گزارشي از يك حادثه با معناست كه مورد توجه عامه قرار مي گيرد.
      • خبر، انتشار منظم جريان وقايع و آگاهي ها و دانش هاي انساني و نقل عقايد و افکار عمومي است.
      • خبر، نقل ساده، خالص وقايع جاري است.
      • خبر، اعلام و بيان وقايع جالب زندگي اجتماعي و نقل عقايد و افكار عمومي است.
      • خبر، مردم است .
      • خبر، چيزي است كه يكي مي خواهد آ ن را در جايي سركوب كند و آنچه مي ماند، آگهي است.
      • خبر، چيزي است كه روزنامه نگاران آن را مي سازند.
      • خبر، نتيجه شيوه هايي است که روزنامه نگاران آنها را به کار مي گيرند.
      • خبر، ماده اوليه روزنامه نگاري است.
      • خبر، محصول جهان سياسي و اجتماعي است كه آن را گزارش مي كند.
      • خبر بايد فوراً، پس از حادثه به جريان افتد، براي عموم جالب باشد، حاوي اطلاعات تازه باشد، خنثي نباشد و ادراكات فرهنگي جوامع خاص خود را منعكس نمايد.
      • خبر يك حق اجتماعي است، نه يك كالاي تجاري.
      • خبر را به‏طور عام مى‏توان اطلاعاتى دانست که در مورد موضوع مشخص و مورد علاقه بخش بزرگى از مردم جمع‏آورى و پخش مى‏شود
      • خبر یعنى آنچه از ذهن جامعه مى‏گذرد
      • شهيد ثانى :آحاد و هو ما لا ينتهى الى المتواتر منه،اى عن الخبر، سواء كان الراوى واحدا ام اكثر1 خبر آحاد، عبارت است از خبرى كه به حد متواتر نمى‏رسد چه راوى آن يك نفر باشد ويا بيشتر.
      • آية الله شهيد صدر: و يراد به مطلق ما لا يفيد العلم من الاخبار، سواء كان واحدا حقيقه او اكثر:مقصود از خبر واحد، خبرى است كه مفيد علم نيست چه در حقيقت واحد باشد يا نباشد
      • صاحب معالم: خبر الواحد هو ما لم يبلغ حد التواتر سواء كثرت رواته ام قلت و ليس شانه افاده‏العلم بنفسه‏: خبر واحد، خبرى است كه به حد تواتر نرسد چه راويانش زياد باشند يا كم و شان آن‏به تنهايى حصول علم نباشد
      • علامه حلى: خبر الواحد هو ما يفيد الظن و ان تعدد المخبر: خبر واحد، خبرى است كه افاده ظن مى‏كند هر چند راويانش متعدد باشند.
      • در قاموس آمده: حديث‏يعنى جديد و يعنى خبر.
    • به نقل از وبلاگ برادر کاشفی نیک به آدرس http://matarak2.blogspot.com
    •  
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 19:6  توسط سهرابی  | 

آ غازي متفاوت

آ غازي متفاوت براي شروعي مبارک

دوشينه سه شنبه بود (۲۹/۱۱/۸۷) آغازين روز برپايي آوردگاه ياد  گيري وياد دادن در دانشکده صدا وسيما وما دانشجويان به پايان راه رسيده گوش تا گوش در اتاق(۲۰۹)بنشسته وسر خوش از اين که مسير مشق به سرازيري رسيده سبيل تاب مي داديم و دل بر آب که "شعر "(اي که شش ترم رفت و در خوابي...............   مگر اين ترم را  تو دريابي) در اين خيال خوش تفرج مي کرديم و سر خوش  اس ام اس رد وبدل که استاد که ما به رسم مالوف دکترش مي خوانيم و حکيمش مي دانيم از در به درون درآمدستي و بر ما در عيش  او ببستي.

القصه غصه از آنجا آغازيد که استاد اعظم همانکه لبهاي مبارک از هم گشود ،آنچه از کله ي ما بر خاست چيزي نبود جز دود؛ چيزي نمانده بود که نگاه سنگين ما به يکديگر شيشه عمرمان را بشکند!!!

 پس از آنکه بفرموده صندلي هاي پشت به هم نشسته را از حالت دوران ناصر الدين شاهي خارج وچون کلاسي از دانشگاه هاي ينگه دنيا به شکل نيم دايره دراورديم احساسي اکسفوردي در ما خلق شد وما خود را در مکتب فرانکفورت ديديم با مو هايي شانه زده  .

وچون استاد سبيلهاي آويزان ما راديد و نداي الغوث ما شنيد در دل خنديد و اشتلم کردن آغازيد که "به من چه شما را بود هروله    به من چه که داريد زدنيا گله " به من چه که ترم هاي پيشين شما     به جاي نخير هي بگفتيد بله"  "کنون اين شما  اين کلاس خبر    خبر را توان نيست کردن زبر"  اگر مرد راهيد ببنديد ميان   که دوران خوش بودن آمد بسر" خبر را رياضت کشيدن رواست   بجز اين هر آنچه بگويم خطاست "کنون گوش هوش تيز بايد نمود    هماورد اين رزم نباشد خمود

يکي زان ميان نيک مردي نيک سرشت و عاقبت انديش دوستان را زير لب هلا داد که ياران چه نشسته ايد که تا موسم  حذف و اضافه اندک زماني باقي است فرصت از دست ند هيد که عرصه تنگ است . 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 12:18  توسط سهرابی  |